تبليغاتX
اینجا مال توست


اینجا مال توست

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست

چندان گریستم که به عمری پس از وفات
گلبانگ های و هوی به گوش زمانه ماند
منصوبه وصال میسر نشد مرا
شطرنج عشقبازی ما غایبانه ماند(طالب)

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.(شریعتی)

پاورقی:
واقعا که استاد تو کمتر از استاده هستی اون با همه ی بداخلاقیش بهمون نمره داد اما تو.....راستی چطور شد پسرها همه (به روش استدلال استقرائی) از 6 نمره 3شدن پس 3به بالا چی شد؟؟؟ از همون اول معلوم بود که نمره بده نیستی(البته به پسرها).دم استاده همشهری مان گرم......
-با این وضع که دارم پیش می روم مهندسی آفتابه سازی هم به ما نمی دن.
آره فعلا باید آفتابه سازی یاد بگیرم:

                                    (program aftabe

                      Var                             
                                  S:integer;                                               
Begin                                                    

                          write("enter size aftabe");                           
                                            read(s);                                                  
                   bikhiyal….)                                                                                                          
 ترم اول که به خیر گذشت الهی شکرت که میگویم شکرت.
بوی ترم جدید میاد (خیر وره بخری پسر).......

نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 11:24 قبل از ظهر توسط علی| |

آری قلب شکسته عرش خداست، پس هر آن کس که آن سراچه ی ویران را تعمیر کند، کعبه ی مقدس را آبادان ساخته است.
زشت، زشت است، چه درباره ی تو و چه درباره ی همسایه تو.
چون روزگار را آشفته ببینید، چنان باشید که شتر بچگان سه ساله باشند؛همچون"ابن لبون"نه پشتی دارد که بار بردارد و نه پستانی که شیر بفشاند.
اوه، بدین آدمی بنگرید که در پرتو یک پاره پیه چهان را بنگرد و با جنبش یک قطعه گوشت سخن را بیاراید و در خمیدگی یک تکه استخوان بشنود و همی خود را گویا و بینا و شنوا بشمارد و بر خویشتن ببالد.
اگر آشنایان سر بیگانگی گرفته اند، غم مدارید؛ زیرا در این هنگام بیگانگان رو به آشنایی بگشایند.
هر چه عشق است گناه نیست، هر عاشقی سزاوار ملامت نباشد.
سراسیمه بدنبال آرزوها شتافتن با خطر لغزیدن  و از پرتگاه فرو افتادن مقرون است.
قلب شما بدان پرنده ی بلند پرواز می ماند که تا دانه مهربانی بر دامن کس نبیند بدام کس نیفتد و اسیر کس نگردد.
ای عجب شما که کبر و کبریا می فروشید، چرا نمی دانید که دیروز یک قطره آب بیش نبودید و فردا مشتی خاک نخواهید بود.
آن کس را که زور مردم آزاری در بازو و زر در کف و در پی زشتکاری نیست معصوم است.
دلی که به دل آزاری تو آزرده باشد، هر گز به امانت مپذیر؛ زیرا روزی به تلافی آزار خویش برضدّ تو بهم برآید.
من همی ترسم که نومید از خوان کرم تو دست تمنا به سوی دیگران پیش ببرم و از غم تنهایی بدامن این و آن پناه آورم.
 نهج البلاغه

نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 8:2 قبل از ظهر توسط علی| |

این که تواین تاریخ بر شهر چه گذشت تو نوشته پارسال(بهمن 1387) هست می تونین برین بخونین
ولی امسال خواستم این حماسه رو از زبان  بزرگان بگم....

امام خمینی-ره-:
تمام نیروهای‌شان را از همه جا جمع کردند و به شهر آمل وحشیانه و غافلگیرانه حمله کردند به امید این که مردم با آنها هستند، پس آمل را می‌شود فتح کرد و از آنجا شهرهای دیگر، ولی متوجه شدید که چه شد. مردم چنان با آنان به مبارزه پرداختند و توی دهن آنان زدند که نتوانستند حتی برای چند ساعت مقاومت کنند.
این جمله در عین حالی که برای ما تاسف انگیز بود و عده‌ای از برادرهای ما را از دست ما گرفت لکن فهماند به این دسته‌های غیر انسانی که اینطور نیست که شما خیال میکنید که اگر یک صدایی بلند کنید مردم با شما هستند.
ما باید از شهر آمل و مردم فداکار آن تشکر کنیم. 

آیت الله خامنه ای-دام الحفظه-:
من به علما و مردم آمل عشق می ورزم. 

علامه حسن زاده آملی:
آفرین بر شمائی که فقط با سلاح ایمان در مقابل آنان قیام کردید، چنانکه به آنان مهلت ندادید که در دارالمومنین «شهرستان آمل» نفس تازه کنند. عده‌ای از آنانرا به کیفرشان رسانده و عده‌ای را دستگیر و خلع سلاح کردید، شما بی‌سلاح و آنان مسلح، شما در پناه خدای عزوجل و آنان در پناه جنگل.
شما از این مشت محکمی که چون پتک پولادین بر دهن مهاجمان زدید خدا و پیغمبر را از خود خشنود کردید.

آیت الله جوادی آملی:
 سپیده روز 6 بهمن همان، فریاد حماسه الله اکبر از در و دیوار شهر وروستای آمل همان.

دکتر محمود احمدی نژاد:
ملت ایران مدیون فداکاری آملی هاست.
پاورقی
1-گاهی خون شهید زمینه پرورش و پیدایش یک پیغمبر می شود،گاهی خون شهید زمینه پرورش و پیدایش یک امام می شود. گاهی خون شهید زمینه رشد نائب امام می شود. گاهی خون شهید زمینه ظهور یک نماینده امام میشود.... آیت الله جوادی آملی
2-آمل تنها شهری است که اسمش در وصیت نامه سیاسی امام راحل اومده اهمیت این موضوع وقتی مشخص میشه که بدونین وصیت نامه بعد جنگ تحمیلی نوشته شد یه کم فکر کنین که چرا بین این همه شهر مرزی حضرت امام-ره- نام آمل و حماسه آملی ها را نوشته؟؟؟؟؟؟؟
3-یاد 40 شهید حماسه 6بهمن1360 آمل بخیر
یاد هزار و پنج شهید شهر هزار سنگر آمل بخیر
یاد ده هزار شهید استان مازندران بخیر
یاد شهداء ایران اسلامی بخیر
4-نمک نشناسی کردن،چه ناسپاسی کردن، فاطمه-س- جان تسلیت، سبزو سیاسی کردن
                                        
                                       العجل عزیز زهرا

نوشته شده در جمعه دوم بهمن 1388ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط علی| |

ما دستانمان را دور کمر هم قرار میدهیم و سینه میزنیم این یعنی اتحاد.نکند در این پا گرفتن ها طوری با پا و دستمان بازی کنیم که گویی مراسم عروسی است....

هر طائفه ای برا خود سبکی خاص در سینه زدن دارد(تفاوت در نوع چرخش دست و پاست)

هر طائفه ای برای خود نمادی دارد که نشان اقتدار آن طائفه است(راستی مگر ما داریم به جنگ میرویم؟؟؟؟؟؟؟)

فراموش نکنیم آنکه دارد مارو نگاه میکند همه جا هست( نه فقط در میدان شهر).

راننده رو نگاه کن یک دست به فرمانو با دستی دیگر دارد سینه میزند حتی نمی خواهد یک لحظه را از دست دهد. اما اصل حرفم با توست با تویی که تو بلوار یا در پیاده رو ایستاده ایو دستانت در جیفت هست میدانم هوا بس ناجوانمردانه سرد است ولی به عشقش دستت را بیرون بیارو بر سینه ات بزن.

شنیدم در نا کجا آباد دیارمان مجلسی بر پاست که در آن طائفه بازی معنایی ندارد که در آن نماد بلند کردن جایی ندارد که در آن تماشاچی وجود ندارد راستی ناکجا آباد کجای دیار ماست؟؟؟؟؟

من نفهمم ولی اینرا میدانم که او بیشتر از من و شما میداند.مگر او نگفته است(مضمومش اینه)

بلند کردن این آهن های سرد و سنگین هیچ ثوابی ندارد بیایید همه با هم با اندوه و شور حسینی بر سر و سینه بزنیم و هیچ کس در کوی برزن تماشاچی نباشد.

پس چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چی شد محرم اینجوری شد.پسری یا دختری واسه هوس حسینی شد.مجلس آقا عروسی شد. شال و پیرهن سیاه ما کاپشن و یال پشمی شد.مداحها همه احساسی شدن.مقلد هایده و مستی شدن.

امشب با خود حسین می بندم(دوست داشتی دانلودش کن جالبه)

نوشته شده در پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 2:58 بعد از ظهر توسط علی| |

محرم ماه عشق و عشق بازی است.....

خیلی ها خودشونو از 40 روز قبل برا محرم آماده کردند خیلی ها وقتی اسم محرم میاد یه لب خند (نمی دونم بگم شوق یا تلخ) میزنند. محرم ماه عشق و عاشق بازی است....

بعضی ها از خیلی وقت پیش خودشونو برا گروه میزیک دسته ها ی عزاداری دارن آماده میکنند. محرم ماه عشق و عشق بازی است....

اوج محرم تاسوعا و عاشوراست. یاد پارسال افتادم که به مجلست رام ندادی(مریضی بهانه بود) خبری از دعوتنامه نبود.....

یادمان باشد در عزاداری ها حضرت فاطمه-س- نگاهمان میکند و به نگاه دیگری توجهی نکنیم.

یادمان باشد در عزاداری ها تماشا چی نباشیم.

یادمان باشد کاری نکنیم که باعث ریاء دیگری شود.

یادمان باشد امام حسین -علیه السلام- در میدان جنگ نماز اول وقت می خواند مبادا ما او را برای نخواندن نماز اول وقت بهانه گیریم.

یادمان باشد دسته های عزاداری محله ما برای روکم کنی دیگر محله به راه نمی افتد.

یادمان باشد به حرف بزرگان شهرمان گوش فرا دهیم و......

یادمان باشد آسمانی ها به تماشایمان آمدند.

یادمان باشد شاید این آخرین فرصتمان باشد.

ولی یه جیز خیلی جالبه برام: 6ماهه و باب الحوائج بودن ....

دست من گیر که این دست همان است که من سال ها از غم هجران تو بر سر زده ام

یا حسین-علیه السلام-

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 7:35 بعد از ظهر توسط علی| |


Design By : Night Skin