وهابیت

قسمت 2:
انتشار افکار ابن تیمیه در دمشق  و اطراف آن غوغایی به پا کرد و گروهی از فقها بر ضد او قیام کردند...
در هشتم رجب 705 در قصر نائب السلطنه با اثبات انحراف فکری و عقیدتی ابن تیمیه وی را به مصر تبعید کردند...در آنجا به خاطر انتشار افکار انحرافی توسط ابن محلوف مالکی قاضی وقت به زندان محکوم شد و در تاریخ 23 ربیع الاول سال707 از زندان آزاد شد، ولی به خاطر پافشاری به نشر عقاید باطل خود قاضی بدرالدین او را محاکمه کرد و به اسکندریه مصر تبعید کرد.ابن تیمیه در آنجا بود تا این که بعد از 8 ماه به قاهره برگشت.
ابن کثیر می نویسد: 22 رجب سال720 این تیمیه به دارالسعاده احضار و قضات و مفتیان مذاهب اربعه: "حنفی، مالکی، شافعی، حنبلی، "او را به خاطر فتاوای خلاف مذاهی اسلامی به زندان محکوم کردند...
سرانجام ابن تیمیه آنقدر در زندان بماند تا در سال 728 از دنیا رفت.
با مرگ ابن تیمیه اگر چه شاگردان او همچون ابن قیم جوزی، ابن کثیر... افکار او را پذیرفته بودند؛ اما به علت مقابله و مخالفت مذاهب اربعه، افکار او نیز به دست فراموشی سپرده شد و از اعتقادات او خبری نبود تا سال 1157 که شخصی بنام محمد بن عبدالوهاب در سرزمین نجد مطرح شد.
دوران محمد بن عبدالوهاب:
در قرن دوازدهم محمد بن عبدالوهاب ، مروج اصلی افکار وهابیت مسلمانان را به جرم توسل به انبیا و اولیای الهی، مشرک و بت پرست قلمداد کرد، فتوا داد خونشان حلال، قتلشانرا جایز و اموالشان جز غنایم جنگی  به حساب آورد. در نتیجه این فتوا، هزاران مسلمان به خاک وخون کشیده شدند.
طرح مجدد افکار بن تیمیه توسط محمد بن عبدالوهاب در بدترین شرایط تاریخی و سیاسی صورت گرفت. چرا که امت اسلام ، از چهار جهت مورد تهاجم استعمارگران صلیبی قرار داشت...
انگلیسی ها بخش عظیمی از هند را با زور از مسلمانان گرفته بودند، با پایان دادن به شوکت امپراطوری مسلمانان تیموری، در آرزوی تسخیر پنجاب ، کابل و سواحل خلیج فارس به سر می بردند...
از سوی دیگر فرانسوی ها، به رهبری ناپلئون، مصر و سوریه و فلسطین را با زور اشغال کرد...
روس های تزاری که مدعی جانشینی سزارهای مسیحی روم شرقی بودند، با حملات مکرر به ایران و عثمانی می کوشیدند تا قلمرو حکومت خویش را از یک سو تا قسطنطنیه و فلسطین و از سوی دیگر تا خلیج فارس گسترش دهد...

آمریکایی ها نیز چشم طمع به کشورهای شمال آفریقا داشتند و با حمله به لیبی و الجزایر سعی در رخنه در جهان اسلام داشتند. جنگ ارتیش عثمانی بر سر صربستان و همکاری ناوگان جنگی هلند با انگلیس ، در محاصره ی نظامی پایتخت الجزایر نیز، در همین دوران بحرانی صورت گرفت. در چنین فضای بحرانی که امت اسلامی نیاز زیادی به وحدت داشت ، محمد بن عبدالوهاب با دیگر افکار مردود ابن تیمیه را شایع کرد و در راستای کمک به همه دشمنان اسلام، در لباس خودی، بزرگترین ضربه را به امت اسلام زد و مسلمانان را کافر، مشرک و مهدورالدم خواند! بر اثر این نظریه و فتوا، هزاران مسلمان به دست خود مسلمانان افراطی کشته شدند!

منتظر قسمت های بعدی باشید...

وهابیت

قسمت اول
پیشرفت اسلام در اروپا و شکست اندلس برای غرب صلیبی، تلخ و ناگوار بود؛ از این رو به فکر انتقام بودند تا اینکه در سال های پایانی قرن پنجم فرمان حمله توسط پاپ، رهبر کاتولیک های شهر رم به فلسطین و بیت المقدس صادر شد... و بدنبال آن بود که جنگ های صلیبی 200 ساله(از486 تا 690) شکل گرفت و میلیون ها انسان کشته و زخمی شدند.
در همان زمان که مصر و شام با صلیبیان درگیر بودند، امت اسلامی با طوفانی سخت تر، یعنی حمله مغول ها به رهبری چنگیز مواجه شد که در پی آن میراث اسلامی و فرهنگی اسلام نابود و به عبارتی غارت گردید.در سال 656 توسط هلاکو نواده ی چنگیز بغداد به خاک و خون کشیده شد... سپس در سال های 657 تا 660 حلب و موصل بغداد دچار شکست شدند.
ابن اثیر مورخ مشهور اهل سنت، می نویسد: مصائبی که از سوی مغولان بر مسلیمن وارد شد، آنچنان سهمگین بود که مرا یارای نوشتن آن ها نیست و ای کاش مادرم مرا نمی زایید.
... در چنین زمان حساسی که کشور های اسلامی، در تب و تاب درگیری های ویرانگر می سوخت و مسلمانان مورد حمله شرق و غرب بودند، فاجعه ای بزرگ و مصیبت بار دیگری رخ داد که ابعاد تخریب و جنایت آن ، به مراتب از حمله شرق و غرب بیشتر بود؛ آن فاجعه ظهور و بروز ابن تیمیه با یک سری افکار بسیار خطرناک و تفرقه افکن بود.
ابن تیمه بنیانگذار تفکر وهابیت:
احمد بن تیمیه در سال 661ق یعنی 5 سال پس از سقوط بغداد در حران از توابع شام بدنیا آمد و تحصیلات اولیه را در آنجا به پایان رساند. پس از حمله مغول به شام او با خانواده اش به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزید. در سال 698 به تدریج آثار انحراف در ابن تیمیه ظاهر شد و شورع به انتشار و تبلیغ آن افکار کرد.
بعنوان نمونه: در تفسیر آیه شریفه " الرحمن علی العرش استوی "(طه/5) خداوند بخشنده بر عرش تسلط یافت.
در شهر حماة 150 کیلومتری دمشق جایگاهی برای خداوند، بر فراز آسمان معین کرد، تا بر تخت سلطنتش تکیه زند.
توضیحات:
ان شا الله در قسمت های بعدی بقیه ماجراها در همین وبلاگ نوشته می شود.
منبع استفاده شده: کتاب پشت پرده وهابیت نوشته حجت الاسلام جوادی
*** تا اطلاع ثانوی کلیه مطالب این وبلاگ در رابطه با موضوع وهابیت بروز می شود.***

پسر 12 ساله ای که سال1388 می خواست رئس جمهور شود

(برگرفته از سایت وب گردی ) :گفت و گوی فارس با او را در ادامه بخوانید:
ـ آیا خودت را رجل سیاسی می‌دانی؟
ـ وقتی شهید حسین فهمیده زیر تانک رفت، امام(ره) گفت که او رهبر ما بود. پس معلوم می‌شود که او یک رجل سیاسی بود. با این وجود من چطور می‌توانم یک رجل سیاسی نباشم؟
 ـ اگر تائید صلاحیت نشوی چه می‌کنی؟
ـ برای ریاست جمهوری بعد آماده می‌شوم. سعی می‌کنم کاری کنم که برای ایران 1404 آماده شویم.
-می‌دانی کیک زرد چیست؟
لازم نیست که یک رییس‌جمهور در مورد انرژی هسته‌‌ای همه چیز بداند و خودش اورانیوم غنی کند بلکه او باید در این‌باره مدیریت داشته باشد.
ـ در مورد رابطه با اسرائیل چه نظری داری؟
ـ من زادگاه اوباما یعنی هاوایی را از آمریکا می‌خرم و آن را به اسرائیلی‌ها اجاره می‌دهم که اسرائیلی‌ها بروند آن‌جا زندگی کنند تا این‌قدر نوجوانان غزه را نکشند.
 -کابینه‌ات شامل چه کسانی خواهند بود؟
من از هرکسی که تجربه داشته باشد در کابینه‌ام استفاده می‌کنم ولی پدرم را به کابینه‌ام راه نمی‌دهم.
 ـ چقدر رای می‌آوری؟
ـ همه مادران و کودکان به من رای می‌دهند.