حاج اسماعیل تولدت مبارک !

فردا یعنی 2/اسفند سالروز تولد شهید حاج اسماعیل حیدری می باشد.

حاج اسماعیل حیدری متولد 12 اسفند47

شهادت: 25 مرداد 92

محل شهادت: سوریه...

پیرمرد

... مسلح شدیم و به سمت سبزه میدان(خیابان انقلاب فعلی) حرکت کردیم. با جنگ و گریز به روبروی بیمارستان پیمان رسیدیم که صحنه شگفت انگیزی را مشاهده کردم و آن اینکه تعدادی از مردم ، مقداری پارچه فراهم کرده بودند و توی آن شن می ریختند؛ پیر مردی آمد و نزدیک شد و لباسش (پیراهنش) را در آورد و توی آن شن ریخت تا سنگر ساخته شود ؛ زیرا اینجا در تیر رس دشمن بود و تعدادی از برادران در این نقطه زخمی شدند ، پس میبایست به هر وسیله ای ممکن این کار عملی می شد.به همت مردم (4-5) دقیقه بیشتر طول نکشید که سنگر را ساختند و ما در آن مستقر شدیم.

منبع: کتاب چهل خاطره (1)-راوی : آزاد

گرامی باد یاد و خاطرات 40 شهید 6 بهمن60 آمل (حماسه مردم آمل)

اطلاعیه (یا مظلوم)

فردا:31 شهریور(پنج شنبه) مسجد امام رضا علیه السلام واقع در خیابان امام رضا علیه السلام شهر آمل.

ساعت :10 صبح

مراسم تشییع پیکر پاک شهید

بالاخره تبلیغات تمام شد!

  پیروزی ملت ایران را در انتخابات تبریک میگم؛ امیدوارم رئیس جمهور و شوراهای منتخب مردم بر افتخار ایران اسلامی و شهرشان بیافزایند و موفق باشند.

 دلنوشته ای ازامامزاده عبدالله شهرستان آمل

پنج شنبه غروب بود دلم هوای امامزاده عبدالله کرده بود آخه خیلی وقت می شد که قسمت نمی شد برم زیارت {اینم از روسیاه منه}...
رفتیم امامزاده از طرف جاده آمل به چمستان  به قول راننده ها این جاده بوی خون میده (واقعا همین طوریه)  خلاصه رفتیم و رسیدیم به روستای قبل از امامزاده عبدالله (محلی های می گن کاسم ده) اونجا اولین چیزی که نظر آدمو جلب می کنه سرعت گیرهایی که زدن باید ببینید نمی دونم از چه استانداردی استفاده کردن مهندسی یعنی این! دلیل زدن این سرعت گیر های مخصوص بماند با پشت سرگذاشتن این سرعت گیرها به امامزاده عبدالله رسیدیم "السلام علیک یا امامزاده عبدالله" ... بحث سر آسفالت داغون شده امامزاده عبدالله بود که یکی گفت اینجا قبلن "تیل تا ساق به، الآن چاله" {اینجا قبلا گل و لای زیادی داشت الان چاله های فرامونی داره} خلاصه پس از گذشتن از این تپه و چاله ها  رسیدیم به حرم... حرم همچنان در حال بازسازی داخل شدم و رفتم سمت ضریح مبارک اونجا بدجوری سردو نمناک بود... البته قبلا هم که اومدم وضعش همون جوری بود... می گن چون  بودجه ندارن روند ساخت با کندی پیش میره؛ اینم بگم امامزاده عبدالله از جمله جاهایی است که مسافرای زیادی رو به خودش جلب می کنه چه از استان مازندران چه خارج استان... یکی یه اتهامی رو به مسئولین بازسازی زد گفت "...." نمی نویسم چی گفت ولی اتهامی رو زد... آیا واقعا مشکل سر بودجه است یا مدیریت بودجه نیست یا شاید حرف اون بنده خدا!؟ از حاشیه بگذریم... تمیز نگه داشتن فضای داخلی امامزاده یا گرم کردنش شاید ربطی به بودجه نداشته باشد...! بعد از زیارت رفتم نماز خانه چون دیگه غروب شده بود و موقع نماز مغرب بود؛ نماز جماعت خوانده شد و من هم برگرشتم که بریم خونه....
تو راه برگشت که از بازار امامزاده عبدالله بود چند تا مغازه نظرمو جلب کرد " قلیان سرا و بیلیارد" ! نمی دونم قانون باز کردن مغازه در بازار امامزاده عبدالله چیه! ولی شاید درست نباشه در فاصله چند ده متری امامزاده قلیان سرا یا... باشد! شاید این موضوع هم ریشه در کمبود بودجه داشته باشد... یا مغازه فروش محصولات فرهنگی هنری! یا سی دی کلوپ خودمون با آن آهنگ "عمو هوای سر" شاید این هم ربط به کمبود بودجه داشته باشد...
امامزاده عبدالله یک محیط زیارتی و سیاحتی می باشد؛ درست،ولی چرا وضعیت حجاب در آن به این شکل است در بازار ها یا حتی محوطه امامزاده بی حجابی معنایی ندارد چرا مثل خیلی از جاها مثل امامزاده صالح در ورودی های امازاده چادر به خانم های دارای حجاب کم نمی دهید. اینجا یک مکان مذهبی است آدم هایی که اینجا می آیند صرفا برای تفریح نمی آیند خیلی ها برای زیارت و عرض حاجات می آیند؛ نمی دانم شاید باز هم کمبود بودجه در اینجا هم دخیل باشد...
پیشنهاد: از آنجایی که امامزاده عبدالله  دارای مسافرین و زائرین بسیاری می باشد بهتر است دارای مسئول یا مسئولین فرهنگی قوی تری باشد {البته ناگفته نباشد الآن هم دارن کار می کنند ولی در حد گنجایش امامزاده نیست} تا بعنوان مرکز فرهنگی مذهبی شهرستان باشد {نه حرفش در عمل} ...
{من هم امیدوارم هر چه زودتر کار بازسازی این امامزاده هر چه زودتر تمام بشود!!!}
خلاصه از همون راهی که اومدیم برگشتیم و دلمان همچنان هوای امامزاده عبدالله را دارد...

نمایی کلی از امامزاده عبدالله فعلی:


اطلاعیه

مراسم وداع با پیکر خلبان شهید سعید اصغری امشب(دوشنبه ۲۴/۷/۹۱) ساعت ۲۰:۳۰ در مصلی قدس شهرستان آمل برگزار می گردد.

تشیع پیکر فردا(سه شنبه۲۵/۷/۹۱) ساعت ۹ صبح از مسجد امام رضا علیه السلام واقع در خیابان امام رضا علیه السلام.

استاد خدا باشد

آقا ذکر می خواهید، یکی از اسما قرآن ذکر است، ذکر همان قرآن است، البته دقت داشته باشید چطور برای درس وقت معین دارید، برای قرآن هم همینطور باشد، یک درس را قرآن قرار دهید، در پیشگاهش به درس بنشینید، استاد هم خدا باشد!(علامه حسن زاده آملی)

منبع:جمع پراکنده

الهی، جان به لب رسید تا جام به لب رسید.(الهی نامه حضرت علامه حسن زاده آملی)

به قول بزرگی مگر با آقا جان گفتن انسان عارف می شود. باید جان به لب برسد.

دلتنگی 2

تصاویر استاد حیدر ضیایی و استاد صمدی آملی (هر دو بزرگوار از شاگردان حضرت علامه حسن زاده آملی می باشند.)

این تصویر فکر کنم مال دو یا سه سال پیش (با تردید از بنده) عید سعید فطر مسجد امام جعفر صادق علیه السلام شهرستان آمل می باشد که استاد صمدی به دیدار استاد ضیایی میان. {استاد ضیایی حدودا 18 یا 19 سال است که ماه مبارک رمضان در این مسجد مراسم دارن.}

بیشتر از این نمی خوام بنویسم ولی ای کاش بعضی ها ...

 

 

 

حاشیه: ۱- با تشکر از آقا مجتبی ۲- علی علی...

 

 

دلتنگی

تصویر علامه حسن زاده آملی اوایل انقلاب

حماسه مردم آمل

گرامی می داریم یاد و خاطره 6بهمن 1360 سالروز حماسه مردم آمل.

این روز را به همه ی مازندرانی ها عموما و همه ی آملی ها خصوصا تبریک می گوییم که توانسته اند دل پیامبر و معصومین و امام امت را شاد کنند.

این شعریه که مردم مازندران به مناسبت حماسه مردم آمل روز 6بهمن1388 در دیدار با رهبری خواندن(البته من نبودم شعرشون از فیلمش گرفتم):

شد ششم بهمن شصد حافظ میراث خمینی

این نهضت ما بود از نهضت خونبار حسینی

مازندران مهد ولاست رهرو خون شهداست

میعادگاه لشکر آماده ی کربلاست

دنیا بداند که همه عاشق و شیدای امامیم

از شهر فقاهت و علم خامنه ای تکه کلامیم

ای سید والا مقام خامنه ای یار امام

سلم لمن سالمکم حرب لمن حاربکم

یاد ۴۰ شهید این حماسه گرامی

روگذر و میدان امام حسین علیه السلام

روزی تصمیم گرفته شد برای کاهش ترافیک،زیرگذری ساخته شود پس از گذشت چند ماه زمان و مصرف مقداری پول تصمیم بر این شد زیرگذر تبدیل به روگذر شود.

عده ای می گویند:دلیل این تغییر نگرش بستر روخانه عظیمی است که در زیر خیابان مورد نظر واقع شده است بعد از کندن بخشی از خیابان به این موضوع رسیدن و از برخی ها نقل است لوله های اصلی(شریانی) آب یا گاز در زیر همین خیابان قرار داردکه با کندن بخشی از خیابان به این موضوع رسیدند.

نمی دانم کدامیک از این ها درست است؟ خداروشکر که این مسئله باعث شد به کشف های بزرگ{بستر رودخانه / لوله اصلی} برسیم!

پس از این کشف ابتدا باید چند تُن خاک را در مکان مورد نظر بریزند تا کنده کاری های خیابان مورد نظر پر شود و سپس آسفالت... خلاصه اینکه زیرگذر تبدیل به روگذر شد حالا می گویند 4 سال یا بیشتر از آن قضیه می گذرد(؟) هر ازچندگاهی مسولان خبر افتتاح این روگذر را می دهند و {جالب است} افتتاح نمی شود!

بعضی ها در این اوضاع بد، بدقولی ها می گویند این روگذر استاندارد های لازم را ندارد و اتومبیل ها(ماشین خودمون) برای پیچیدن روی این روگذر با مشکل روبرو می شوند یعنی شیب این روگذر استاندارد نیست از این جور حرف ها!!! {امان از دست این بعضی ها که بی اطلاع صحبت می کنند!!؟}

...بگذریم منظورم این نبود که این پل (زیرگذر) کی افتتاح می شود؟! ولی فکر می کنم تا حالا خرج میلیاردی براش کردند{عده ای می گویند 4 میلیارد و بالا یا پایین}

حالا دارم فکر می کنم با بخش کوچکی از این پول می شد کوچه ی پر از چال و چوله ما را روکش داد یا می شد بلوار نیمه تمام خیابان مونو تمام کرد یا می شد پیاده رو مونو سنگ فرش کرد یا می شد زمین چمن نیمه کاره مونو تمام کار کرد شاید با این پول می شد بیمارستان 160 تخت خوابی یا ... را افتتاح کرد.

البته شاید!! {شاید هم نمی شد} ولی مطمئنم می شد باهاش یک فال خرید تا پسر بچه خردسال داخل خیابان دیگر در سرما نایستد و با قیافه ی یخ زده و با چهره غمگین بگوید آقا فال بدم....

پایانیه:

* این نوشته ها انتقادی نمی باشد لطفا سوء استفاده نشود.!

*نمی دونم چرا هر وقت اسرائیل و آمریکا کم میارن ایرانو تهدید می کنن؟!! یه پیشنهاد به قول بچه ها " کم اوردی سوت بزن"

علامه حسن زاده آملی: سوره توحید مرا شکار کرد

... بعد از ششم ابتدایی، از مدرسه بیرون آمدم؛ بعد، حدود یکسال و نیم در خانواده بودم تا بارقه ای الهی نصیب من شد، ابتدایش هم از سوره توحید پیش آمد؛ همین مضمون را هم در غزلی گفته ام که سوره توحید مرا شگار کرد؛

{به این شکل} یک بنده خدایی بود، که خدا رحمتش کند، قرائت قرآنش خوب بود و ایشان یک روز در صحرا زمین شخم می زد. آن زمان هنوز آگاهی نداشتم و در قرآن می دیدم که نوشته:" ولم یکن له کفوا احد" و ما در نماز می خواندیم: ولم یکل، ایشان گفتند: این حروف یرملون است. گفتم: یرملون یعنی چه؟ ایشان قدری برای من صحبت کرد و گفت: الآن که وقتش هست چرا شما معطلی؟ برو دنبال تحصیل علوم و معارف.

ایشان آن وقت به نجف اشاره کردند، با گاو آهن سرزمینش بود و همین وضعیت مرا دگرگون کرد و در من اثر گذاشت. حرف در دلم نشست. نصف شب برخاستم و وضو گرفتم، همه اهل خانواده خواب بودند، نمی خواستم اظهار کنم تا آنها هم بدانند، خانه ی ما یک دیوان حافظ بود، نیمه شب برخاستم و گفتم: آقای حافظ! من نمی دانم آنهایی که با کتاب تو فال می گیرند، چه می کنند و چه می گویند؟ من که این درس ها را نخوانده ام، من یک فاتحه برای شما می خوانم، شما هم بگویید، من چه کنم؟ دنبال درس بروم یا نه؟ فاتحه را خواندم و دیوان را باز کردم، همه اشعارش را که نمی فهمیدم، چون خردسال بودم، و قوه ی تحصیلاتم تا ششم ابتدایی بود؛ غزلی به این مطلع آمد:

کنون که در کف گل، جام باده ی صافست

به صدهزار زبان بلبلش در اوصافست

بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر

چه وقت مدرسه و بحث کشف کشافست

به دُرد صاف، تورا حکم نیست دم در کش

که هر چه ساقی ما ریخت عین الطافست

بِیُر زخلق و زعنقا قیاسِ کار بگیر

که صیت گوشه نشینان زقاف تا قافست

که در غزل کلمه ی مدرسه داشت و همین کلمه ی "مدرسه" خیلی در من اثر گذاشت و بی تاب شدم که آن شب را به روز بیاورم و صبح بروم به سراغ مدرسه.

جمع پراکنده

آملی های تیم ملی چه می کنند

لابد باخبرید که قاسم رضایی و محسن حاجی پور کشتی گیران تیم ملی ایران از مقابله با رژیم اشغالگر قدس خود داری کردند.

جالب است بدانید هر دو کشتی گیر اهل استان مازندران و شهرستان آمل می باشند. ولی... اما...

امابعضی از خبرگزاری ها خطر حذف تیم ملی از مسابقات جهانی را بلافاصله نوشتند گویا با این انصراف احتمال دارد کشتی ایران از گردونه ی مسابقات بین المللی حذف شود.!!

اگر ایران حذف شود چقدر خنده دار می شود کشوری که کشتی را به جهانیان معرفی کرد از مسابقات جهانی حذف می شود آن هم به دلیل بازی نکردن با رژیم اشغالگر قدس!

راستی یک رژیم در مسابقات جهانی چه میکند!؟!

کشوری که رژیمی را به رسمیت نمی شناسد چگونه در مسابقات جهانی با آن به میدان برود؟؟!!

ولی گویا مسئله حل شد فقط در وزن۱۲۰کیلوگرم احتمال برخورد بارژیم اشغالگر وجود دارد و برخی ها از این موضوع ناراحتند!!!!

کشتی گیران غیور آملی از این که به رژیم اشغالگر قدس بهایی ندادید و دل مردمان مظلوم فلسطین را شاد کردید و مشتی محکم بر نمادظلم و ستم زده اید به شخصه خیلی متشکرم.

 ان شاالله که حضرت ولی عصر-عج- نیز از شما راضی باشند.     آملی ریکا(علی)

حاجیه صدیقه مقدس

امامزاده ابراهیم علیه السلام آمل-مزار سرکار خانم، حاجیه صدیقه مقدس

شنیده ها:

شنیدم وقتی ایشون از دنیا رفت حضرت علامه حسنزاده آملی در تشیح شان پابرهنه شدند گویا حضرت علامه فرمودند چون فرشتگان زیادی آمدند به تشریح شان من پابرهنه شدم!!!

صلوات

شهر پر ادعا

در حوالی این دنیا خاکی شهری موجود است عجیب...

در حوالی این کره خاکی شهری است پر ادعا....

در حوالی این کره خاکی شهری است....

روزگاری بود این شهر پر ادعا برای خودش مرکز حکومت بود و برای خودش حکومت مردمی اسلامی داشت برای خودش کلاس های انسان سازی با استادان مجرب داشت و برای خودش حماسه ای داشت خلاصه خیلی چیز های دیگر ...

الآن این شهر پر ادعا برای خودش خیابان هایی دارد با کلاس با کلی آدم با کلاس و برای خودش مکان هایی دارد برای تجمع همان آدم های باکلاس برای خودش مراسماتی دارد با کلاس برای خودش قوانینی دارد با کلاس برای خودش حکومتی دارد با کلاس برای خودش حماسه ای دارد باکلاس و خلاصه خیلی چیز های با کلاس دیگر...

در شهر پر ادعا در کنار آدم های باکلاس انسان هایی وجود دارند که خود را مذهبی مینامند، شخصیت انسان هایی که خود را مذهبی مینامند بسیار جالب است ظاهرا این انسان های مذهبی با آدم های باکلاس مخالفند ولی در عمل انسان های مذهبی با خود به جدل می پردازند و به هم میپرند این طیف مدعی اند درصد بیشتر شهر پرادعا را تشکیل می دهند ولی دیده های چیز دیگری را میگوید...

انسان هایی که خود را مذهبی مینامند برای خود مجالسی میگذارند که به آن "هیئت" میگویند و اصولا هر انسان مذهبی ای به هیئت خود تعصب دارد و آنرا بهترین هیئت شهر میداند....

در بین انسان هایی که خود را مذهبی مینامند قوانینی نا نوشته وجود دارد:

* تنها "هیئت" ما خوب است و دیگر "هیئت ها" تا وقتی خوب هستند که از ما بهتر نباشند.

*اگر "هیئتی" قصد داشت بر دیگر "هیئت های" شهر پیشی بگیرد سریعا همه ی انسان های مذهبی کاری میکنند تا دیگر فکر پیشی در ذهنش خطور نکند.

*اگر از بین انسان های مذهبی کسی خواست پیشرفت کند سریعا کله پا میشود طوری که دیگر نام مذهبی را از آن برمی دارند.

*و...

انسان هایی که خود را مذهبی مینامند فکر میکنند همه چیز تحت کنترل است ولی تا جایی که ما میدانیم چیزی در کنترل آن ها نیست.

بعضی ها موتقداند این آدم های باکلاس هستند که باعث با کلاس شدن شهرپرادعا می شوند و کلا با باکلاس ها پریدن را خیلی با کلاس می دانند.

اکنون که فصل گرما در شهر پرادعا شروع شده است آدم های های باکلاس این شهر خیلی باکلاس تر می شوند و انسان هایی که خود را مذهبی مینامند ظاهرا از این قضیه ناراحت اند ولی آدم های باکلاس به این ناراحتی هیچ توجهی ندارند و اصولا به فکر با کلاس تر شدن خویش و شهر پر ادعا می باشند.

دیده ها حاکی از آن است آدم های باکلاس خیلی موفق تر از انسان های مذهبی می باشند و بطوری که توانستند دست خیلی از شهر های باکلاس را در کلاس از پشت ببندند.

برای ما بسیار جالب بود که انسان هایی که خود را مذهبی می نامند در شهر پرادعا دارای سازمان ها و نیروهای ظاهرا منسجم هستند ولی در مقابل آدم های باکلاس که ظاهرا هیچ گونه سازمان رسمی ندارند از این انسان های مذهبی بهتر عمل کردند و بسیار موفق ترند.

البته ناگفته نماند برخی از سازمان های انسان هایی که خود را مذهبی می نامند دقیقا یا نسبتا دقیقا کارهایی می کنند که باعث باکلاس تر شدن شهر پر ادعا می شود و با فهمیدن این موضوع ما خودمان هم در حالت ارور(ERROR)قرار گرفتیه ایم.

اگر قصد ادامه این گزارش ها را داشتیم شاید اینبار از موجوداتی بگوییم که اصطلاحا به آن ها "دانشجو" می گویند این "دانشجوها" دو دسته تقسیم میشوند عده ای آدم های باکلاس اند و عده ای هم.....

واینرا هم بگوییم شاید دیگر ادامه نداده ایم چون ...

پاورقی:

- شهر پرادعا شاید مصداقش خیلی از شهر ها باشد...

- به دسته سوم پرداخته نشد.

حکایتی از دیده ها

می گفتند امامزاده هاشم علیه السلام مال آمل هست ولی دیدم نسیت!
السلام علیک یا امامزاده هاشم علیه السلام، نگام خورد به بنر تیریک سال نو که زیرش نوشته بود..........   

سرم برگردوندم طرف آمل(شمال) دیدم یه بنر دیگه ای اون دورتر زده است... رفتم درون محوطه امامزاده دیدیم( نه به دلیل بد حجابی حاکم بر امامزاده نمی شد دید) خلاصه رفتم داخل، نزدیک ضریح واقعا ضریح قشنگی بود تو برگشت یکی از رفقا که از همون وضعیت حاکم شاکی شده بود برگشت به ما گفت بریم پیش مسولین امامزاده بگیم چه وضعیه اما  کسی رو پیدا نکردیم تا بگیم...
واقعا مسول این بد حجابی های داخل محوطه امامزاده کیست؟؟؟ آیا نمی شود کسانی را که حجاب ندارند داخل محوطه راه نداد یا مانند حرم حضرت معصومه علیه السلام به خانم ها چادر بدن تا وارد محوطه بشن؟؟؟ آیا نمی شود جلو خانواده هایی که در دم درب ورودی آقایان سفره پهن کرده اند را گرفت؟؟؟ نمی دانم شاید اینجا آمل همان شهری که مرکز حکومت علویان بوده نباشد یا شایدم اینجا آمل آپ دیت شده باشد، شاید اینجا منطقه آزاد گردشگردی باشد، اینجا هر کجا  باشد،ولی اینجا یک امامزاده است....
 به طرف شمال(آمل) اون بنر که از دور دیده می شد رو خوندم که زیرش نوشته بود راه وترابری استان مازندران این بنر دقیقا بعد از امامزاده هاشم علیه السلام زده شد اونجا بود که دیدم امامزاده هاشم علیه السلام مال آمل نیست!!

حالا اینجایی که میگن آمل هست ولی دیدم نیست!! باشد ولی چرا وضعش شبیه به جای دیگری است؟؟؟؟؟!!!!!

-خدا آخر و عاقبت ما و شهرمونو بخیر کنه...

- البته وضع حجاب درون شهر....

-در صورت مشخص نبودن تصاویر با بزرگ نمایی شفاف می شود!

نوشته های روی دیوار

گاهی پشت ماشینا یا در ودیوارها جملاتی نوشته که خیلی با حالند: جملاتی مثل ببر مازندران-usL- و جملاتی عرفانی و دینی که نشان از ارادت به اهل بیت دارد. اما به عکس زیر توجه کنین.....

-خدا آخر و عاقبت ما و شهرمونو بخیر کنه....

سنگر سازان چادر به کمر بسته

همین اولین کاری بگم حتما ناگفته های سردار ناصر شعبانی از 6بهمن سال 60رو بخونین برای من که جالب بود. برا اطلاع جزئی از حوادث 6 بهمن به نوشته های سال های گذشته مراجعه کنید.
امسال می خواستم از خیلی چیزا بنویسم ولی فکر نکنم کسی باشه همه شو بخونه، تصمیم گرفتم بگم که:
میگفت دخترم رفت مدرسه شهر شلوغ شد دیدم دخترم نیومد رفتم دنبالش دیدم زنان آملی چادر به کمر بستند و دارن سنگر می سازن به غیرتم بر خورد منم رفتم تا کمکشون کنم. (خاطره از یکی از حاضران) " وقتی اسم 6 بهمن میاد یه لبخند زیبایی رو لباش می شینه و می ره تو فکر و یواش میگه  هههه 6بهمن.."
زنان آملی نماد غیرتمندی؛ سردار شعبانی(فرمانده سپاه آمل در سال60) میگه" یادم میاد خانمی که برای امرار معاش خانواده تخم‌مرغ می‌فروخت، كار خود را رها كرد و با چادر خود شن و ماسه می‌آورد". وقتی اینا رو می شونم یاد فیلم مختار نامه می افتم اونجایی که زنان کوفی جلو مردانشان را گرفتند تا به یاری مسلم سفیر حسین علیه السلام نروند. اما اینجا آمل است جایی که زنانش پاک زیستن را از حضرت فاطمه می آموزند.
زنان آملی در حماسه سال 60 نتنها جلوی مردان خود را نگرفته اند بلکه همراه با آنان در نبرد شرکت کردند.
درست است دختر کمونیست دوشکا بدست در درگیری جنگل هلی کوپتر را هدف قرار می داد اما زنان آملی در  درگیری شهر با دستان خالی جلو گلوله دشمن در کنار مردان مشغول سنگر سازی بودند.
شهید طاهره هاشمی که در همین سنگر سازی ها به شهادت رسید تا با خونش شهرش را پاک گرداند...

گرامی باد یاد و خاطرات 40 شهید حماسه 6بهمن 1360 آمل و 1028شهید شهر هزار سنگر آمل.
آخر کار:
1- یه خشاب تیر تو دهن یکی خالی بشه فکر کن چی میشه؟؟ شهید هندوئی تو به امام خمینی ره توهین نکردی و ماموران اتحادیه کمونیست های ایران یک خشاب تیر در دهانت خالی کردند ولی امروز......
2- سنگر سازان چادر به کمر بسته؛ چادر ها.......
3- نوشته هام ناقصه ولی چه کنیم دیگه.
4-خدا آخر و عاقبت ما و شهرمونو بخیر کنه...

محرم در آمل

 آملی ها ادامه مطلب را هم بخوانند...
بنده خدایی از قولی می گفت: علامه جوادی آملی اون وقتایی که محرم آمل بودن وقتی مردم داخل مجلس می شدند علامه جوادی به احترام، نیمه بلند می شدند اما وقتی یه کسی که مردم به اون میگفتند دیونه می اومد داخل تمام قد بلند می شدند خیلی دل دل کردم بالاخره ازشون پرسیدم چرا برا این دیونه تمام قد بلند می شین ولی برای سایر مردم نیمه قد؟؟ فرمودند: تو تا حالا دیدی این(دیونه) غیبت کنه با به کسی تهمت بزنه یا....
روضه حر خیلی باحاله مخصوصا اونجایی که حر کفششو در اورد و گذاشت رو گردنش و به سمت امام علیه السلام اومد....
امام زاده ابراهیم علیه السلام مقصد اکثر عزادارای شهر:

نا کجا آباد شهر را پیدا کردم البته این فقط یکی از ناکجا آبادهای شهر شاید باشه(سربسته)...
بعد از اون داستان یه لیوان آب داد دستم و گفت بخور،،، یه لیوان آب ندادند بهشون....
ساعت6:30صبح بلند شدن و پا برهنه شدن و یا اون پیر مردی که کنار خیابون نشست و سینه می زد یا اون پیر زنی که پابرهنه شده بود خسته نباشین برا ماهم دعا کنید...

*خدا آخر و عاقبت ما و شهرمونو به خیر کنه...

عکس علم و فیلم های علم داران در ادامه مطلب
حتما به ادامه مطلب برید ارزش حداقل یه دور نگاه کردنو داره.

ادامه نوشته

عکس یادتون نره

ایام سرتاسر اندوه محرم و صفر بر شیعیان حضرت امیر تسلیت. محرم امسال هم اومد نمیخوام تو این پست درمورد برخی مسائل حاشیه ای بپردازم شاید بعدا نوشتن که مداح.... سخنران...

هرکی تونست، عکسی یا عکسایی از مراسم عزاداری محله یا طائفه یا شهرشو برام به صورت خصوصی یا عمومی بفرسته (البته منصفانه عکس بگیرید)

برای آپلود عکس می تونین برین اینجا.

از اونایی که عکس خواهند فرستاد تشکر می کنم.

اگه دوست داشتین اسم شهری که عکسشو فرستادین بنویسید.

بعدا در مورد محرم 89 ان شاالله می نویسم....

فقط عکس یادتون نره....