فعلا نیا
حالمان خوب است کیفمان کوک است تو نباشی چندان مسئله ای نیست هر ازچندگاهی به یادت می افتیم البته اگر مشکلی به ما رو کند و گرنه (ببخشید) تو را به فراموش خانه ی ذهنمان می فرستیم.
نام خودمان را گذاشتیم پیرو و راهرو تو و اسم شهر و دیارمان را دارالمومنین و از این جور اسم ها گذاشتیم امام خودمان هم گاهی از این کارهایمان خنده مان می آید البته کلا اینطوری هستیم از اشتباهات خودمان زود می گذریم و ولی خدایی نکرده کسی اشتباهی از او سر زند تا ثریا هم برود باز هم سرکوفتش می زنیم.
می گوییم پارتی بازی بد است اما تا وارد یک جایی شدیم و دیدیم فلان فامیلمان مسئول فلان بخش هست سریع می رویم پیش اون تا کارمان را حل کند! اما درعوض اگر خدایی ناخواسته کسی این کار همین پارتی بازی را انجام بدهد کلی در نکوهش آن زبان را به لرزش در می آوریم؛ و وقتی خودمان پارتی بازی می کنیم سریع در جواب نکوهش دیگران می گوییم بدون پارتی مشکل حل نمی شود؛ اما در مورد دیگری...
کلا خوب حرف می زنیم؛ می گوییم رشوه و ربا بد است اما تا وقتی کارمان گیر می کند سریع گوشه پولمان را برای رهایی از مشکل نشان می دهیم البته اسمش را رشوه نمی گذاریم که بد است! تحت عنوان های شیرینی و " پشت دست " و نام های گوناگون دیگر که خودتان بهتر می دانید.
ببخشید که اینگونه با شما سخن می گویم اما انگار نیستی به ما بیشتر خوش می گذرد، باور کن الآن نیستی نه خمس می دهیم نه حجاب را رعایت می کنیم تازه با نام فرهنگ هر گونه موسیقی و رقص را حلال می شموریم؛ ببخشید فعلا نیا بگذار ما در خیابان های شهر سرگردان باشیم البته نه بدنبال شما بدنبال...
راستی می شود لااقل جمعه ها نیایی!!! تازه پایه گذاری کردیم که در عروسی هایمان باید مشروب باشد؟ با توجیه یک شب و سخت نگیرید مان چه کار ها که نمی کنیم.!
فعلا نیا که نیازی به تو نداریم حالا کو تا ما مریض شویم یا فقر بر ما فشار بیاورد؛ فعلا نیا هنوز گرفتار بلا و رنج نشدیم هنوز زلزله یا سیلی ندیده ایم؛ فعلا نیا که خیلی کارها داریم وقتی برایت نداریم البته برای همه چی وقت هست برای شما فعلا نه...! (ببخشید)
نمی دانم می دانی یا نه!!!! که چه وضعی دارد غروب ها خیابان های بالای شهرمان؛ فعلا نیا که بد جوری با این ها سرگرمیم! حالا وقت هست برای با تو بودن...!؟
بگذار اعترافی بکنم ما برای هر چیزی می گرییم روزی می گوییم گرانی شده و روزی می گوییم درآمدمان کم است روزی می گوییم هوا ابری است روزی می گوییم چرا آفتابی است خلاصه بی دلیل یا با دلیل برای هر چیز کوچک ناله می زنیم اما نشد که برای نیامدن شما روزی اعتراض کنیم و ناله سر بدهیم!
ببخشید که اینگونه می گویم: دلمان برایت تنگ شده پس کی می آیی؟! جدی نگیر اینا برای جلو دوربین است ؛ صادقانه بگویم هنوز دلمان تنگت نیست اگر بود این طور نمی کردیم...!
بی ربط:
*می بینی چطور بعضی از مردم به جایی اینکه بگن این اجلاس غیر متعهد ها چقدر خوب بود (لااقل برای کشور مان) حرف دشمنان ما را تکرار می کنند و می گویند چرا این همه خرج کردند و پول از کجا آمد و... اما یه خورده فکر کنیم می بینیم چقدر زیبا بود لحظه ورود رهبر عظیم شانمان، چقدر زیبا بود سرود جمهوری اسلامی ، چقدر زیبا بود صوت قرآن ، چقدر زیبا بود ...
الهی از خواندن نماز شرم دارمواز نخواندن آن شرم بیشتر