کوتاه اما خواندنی
آری قلب شکسته عرش خداست، پس هر آن کس که آن سراچه ی ویران را تعمیر کند، کعبه ی مقدس را آبادان ساخته است.
زشت، زشت است، چه درباره ی تو و چه درباره ی همسایه تو.
چون روزگار را آشفته ببینید، چنان باشید که شتر بچگان سه ساله باشند؛همچون"ابن لبون"نه پشتی دارد که بار بردارد و نه پستانی که شیر بفشاند.
اوه، بدین آدمی بنگرید که در پرتو یک پاره پیه چهان را بنگرد و با جنبش یک قطعه گوشت سخن را بیاراید و در خمیدگی یک تکه استخوان بشنود و همی خود را گویا و بینا و شنوا بشمارد و بر خویشتن ببالد.
اگر آشنایان سر بیگانگی گرفته اند، غم مدارید؛ زیرا در این هنگام بیگانگان رو به آشنایی بگشایند.
هر چه عشق است گناه نیست، هر عاشقی سزاوار ملامت نباشد.
سراسیمه بدنبال آرزوها شتافتن با خطر لغزیدن و از پرتگاه فرو افتادن مقرون است.
قلب شما بدان پرنده ی بلند پرواز می ماند که تا دانه مهربانی بر دامن کس نبیند بدام کس نیفتد و اسیر کس نگردد.
ای عجب شما که کبر و کبریا می فروشید، چرا نمی دانید که دیروز یک قطره آب بیش نبودید و فردا مشتی خاک نخواهید بود.
آن کس را که زور مردم آزاری در بازو و زر در کف و در پی زشتکاری نیست معصوم است.
دلی که به دل آزاری تو آزرده باشد، هر گز به امانت مپذیر؛ زیرا روزی به تلافی آزار خویش برضدّ تو بهم برآید.
من همی ترسم که نومید از خوان کرم تو دست تمنا به سوی دیگران پیش ببرم و از غم تنهایی بدامن این و آن پناه آورم.
نهج البلاغه
زشت، زشت است، چه درباره ی تو و چه درباره ی همسایه تو.
چون روزگار را آشفته ببینید، چنان باشید که شتر بچگان سه ساله باشند؛همچون"ابن لبون"نه پشتی دارد که بار بردارد و نه پستانی که شیر بفشاند.
اوه، بدین آدمی بنگرید که در پرتو یک پاره پیه چهان را بنگرد و با جنبش یک قطعه گوشت سخن را بیاراید و در خمیدگی یک تکه استخوان بشنود و همی خود را گویا و بینا و شنوا بشمارد و بر خویشتن ببالد.
اگر آشنایان سر بیگانگی گرفته اند، غم مدارید؛ زیرا در این هنگام بیگانگان رو به آشنایی بگشایند.
هر چه عشق است گناه نیست، هر عاشقی سزاوار ملامت نباشد.
سراسیمه بدنبال آرزوها شتافتن با خطر لغزیدن و از پرتگاه فرو افتادن مقرون است.
قلب شما بدان پرنده ی بلند پرواز می ماند که تا دانه مهربانی بر دامن کس نبیند بدام کس نیفتد و اسیر کس نگردد.
ای عجب شما که کبر و کبریا می فروشید، چرا نمی دانید که دیروز یک قطره آب بیش نبودید و فردا مشتی خاک نخواهید بود.
آن کس را که زور مردم آزاری در بازو و زر در کف و در پی زشتکاری نیست معصوم است.
دلی که به دل آزاری تو آزرده باشد، هر گز به امانت مپذیر؛ زیرا روزی به تلافی آزار خویش برضدّ تو بهم برآید.
من همی ترسم که نومید از خوان کرم تو دست تمنا به سوی دیگران پیش ببرم و از غم تنهایی بدامن این و آن پناه آورم.
نهج البلاغه

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۸:۲ ق.ظ توسط علی
|
الهی از خواندن نماز شرم دارمواز نخواندن آن شرم بیشتر