eslam
مسلمانان برای از بین بردن مشکلاتی که از ناحیه یهودیان خیبر متوجه آنان می شود به خیبر حمله کردند ؛ مسلمانان به مدت تقریبا یک ماه پشت دژهای خیبر بودند و گرسنگی شدید، بر مسلمانان مستولی گردیده بود و آنان با خوردن گوشت حیواناتی که خوردن آنان مکروه است، گرسنگی را بر طرف می کردند....
چوپان سیاه چهره ای که برای یهودیان گله داری می کرد، حضور پیامبر شرفیاب گردید و در خواست نمود که حقیقت اسلام را بر او عرضه بدارد؛ او در همان جلسه بر اثر سخنان نافذ پیامبر ایمان آورد، و گفت: این گوسفندان همگی در دست من امانت است، و اکنون که رابطه ی من با صاحبان گوسفندان بریده شده، تکلیف من چیست؟ پیامبر در برابر دیدگان صد ها سرباز گرسنه ، با کمال صراحت فرمودند: در آئین ما خیانت به مانت یکی از بزرگترین جرم ها است؛ بر تو لازم است گوسفندان را تا در قلعه ببری و همه را به دست صاحبانش برسانی. او دستور پیامبر را اطاعت نمود و بلافاصله در جنگ شرکت کرد و در راه اسلام جام شهادت نوشید.
در دوران محاصره دژ خیبر رفت و آمد گله های قلعه، در صبح و عصر کاملا آزاد بود و یک نفر از مسمانان در فکر ربودن گوسفندان دشمن نبود. فقط یکبار اون هم 2 راس گوسفند با دستور پیامبر از گله بگیرند و اگر اضطرار شدید در کار نبود، هرگز دست به چنین کاری نمی زد.
منبع:فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام-استاد جعفر سبحانی

** اسلام چه می کند و من چه می کنیم؟!
** چطور بعضی ها عاقبت بخیر می شن! خدایا عاقبت بخیرمان بفرما.
** یا ام العلمدار
الهی از خواندن نماز شرم دارمواز نخواندن آن شرم بیشتر